یاسمن ابراهیمی ـ داستان کوتاه: اتفاق شب

اولین بار با اسماعیل آمد. همسایه دیوار به دیوارشان بود. به اندازه نیم متر از او بلندتر بود. سیبیلش هم در آمده بود.
ـ از صبح پا می‌شی می‌ری تو تعمیرگاه! بی‌خود زور نزن، دو بار پاشی با من بیای، یاد می‌گیری!
هی حرف زد و یادش داد باید زرنگ باشد.

بیشتر بخوانید

مقدمه شماره ۴۱ ـ حرف ناگفته‌ای باقی نمانده است

افزایش عجیب و غریب قیمت کاغذ در چند ماه اخیر و نیز به حاشیه رفتن فرهنگ و مسائل فرهنگی ـ زیر سایه سنگین سیاست و سیاست‌بازی ـ مشکلات بسیاری را برای رسانه‌ها و نشریات مستقل ایجاد کرده است. راستش در این بار آنقدر گفته‌ایم و نوشته‌ایم (و برخی دوستان دیگر هم گفته‌اند و نوشته‌اند) که حرف ناگفته‌ای باقی نمانده است و هرکسی که کمی، فقط کمی با حوزه فرهنگ و هنر ارتباط داشته باشد به خوبی می‌داند که وضع و اوضاع چگونه است.

بیشتر بخوانید

حمله روس‌ها به سواحل دریای خزر در قرن چهارم هجری

روس‌ها چندین ماه در این دریا ماندند و چون به غنایم دست یافتند و حوصله‌شان سر رفت به دهانه رودخانه خزر و مصب آن بازگشتند و نامه به سوی پادشاه خزر فرستادند و اموال و غنایمی را که شرط شده بود به او گسیل داشتند… و چون آرسیان (مزدوران مسلمان در سپاه خزران) و مسلمانان دیگر خزر از چگونگی امر آگاهی یافتند به پادشاه گفتند: “ما را با این جماعت بازگذار، این‌ها سرزمین‌های برادران مسلمان ما را غارت کرده و خون‌ها ریخته و زنان و کودکان به اسارت گرفته‌اند.”

بیشتر بخوانید

محیط زیست لاهیجان ـ از معضل فاضلاب و زباله تا پویش باتری

نگرانی‌های زیست‌محیطی ما لاهیجانی‌ها، یکی دوتا نیست و با انبوهی از و مشکلات و معضلات و مسائل حل‌نشده در این حوزه مواجه‌ایم. چندتایی از این مسائل را در صحبت با یکی از چهره‌های آشنا این حوزه بررسی کرده‌ایم.

بیشتر بخوانید

تاریخ لاهیجان: سفری به گذشته به دنبال حقیقت

چگونه درباره موضوع یا مسأله‌ای که در گذشته روی داده است تحقیق کنیم؟ چه راه و روش مطمئنی برای کشف حقیقت، آن‌هم حقیقتی که زمان آن به گذشته برمی‌گردد وجود دارد؟ مثلاً اگر بخواهیم نام شهر خودمان، یعنی لاهیجان را در سال ۱۳۰۱ پیدا کنیم، این کار بایستی چگونه و بر طبق چه اصولی و با چه ابزارهایی انجام شود؟

بیشتر بخوانید

یاسمن ابراهیمی ـ داستان کوتاه: تنهایی ماه

از شرجی هوا کلافه‌ام. لباس به تنم چسبیده. تکان‌های تاکسی قراضه دلم را آشوب کرده است. شیشه را پایین می‌آورم. سرم را از شیشه می‌دهم بیرون. هوای داغ توی دماغم می‌پیچد. نمی‌توانم نفس بکشم. از دور تابلوی بیمارستان را می‌بینم. نفس راحتی می‌کشم.

بیشتر بخوانید

گفتگو با حدیث نیکرو: باید قوی بود و تسلیم نشد

نیکرو در مصاحبه با ما، به جز صحبت از مسائل و دغدغه‌های شخصی‌اش از مشکلات ناشی از کرونا می‌گوید و دشواری‌هایی که اهالی فرهنگ و هنر در این روزهای کرونایی با آن مواجه‌اند.

بیشتر بخوانید