شنبه, شهریور ۱۴, ۱۴۰۵
مطالب ویژه

شماره شصتم مجله لاهیجان منتشر شد

شماره شصتم مجله لاهیجان منتشر شد

تقدیم به آن‌ها که حق‌شان زندگی بود…
… اما سهم‌شان مرگ شد.

مجله لاهیجان ـ یاسمن ابراهیمی: گاه روزگار چنان سنگین از راه می‌رسد که واژه‌ها، با همه توان و گستردگی‌شان، از روایت آنچه گذشته است بازمی‌مانند. سکوت، نه از سر بی‌اعتنایی، که از سر بهت و اندوه، جای سخن را می‌گیرد. این شماره را در حالی پیش روی شما می‌گذاریم که فاصله‌ای طولانی میان انتشار آن و شماره پیشین افتاده است. فاصله‌ای که نه از خواست ما، بلکه از دل رخدادهایی برآمد که زندگی، فرهنگ و هر آنچه را که به امید و آفرینش گره خورده بود برای مدتی به حاشیه راند. از پاییز ۱۴۰۴ تا تابستان ۱۴۰۵، که شماره شصتم مجله لاهیجان را درآوردیم، روزگار آرام نبود. حادثه، پس از حادثه از راه رسید و هر بار بخشی از توان، تمرکز و امیدمان را با خود برد. در چنین روزهایی، استمرار فعالیت فرهنگی، آن هم با کیفیتی که شایسته مخاطبان باشد، دیگر صرفاً به اراده ما وابسته نیست. گاهی شرایط، چنان بر زندگی سایه می‌اندازد که حتی ساده‌ترین کارها نیز دشوار و گاه ناممکن می‌شوند. وقفه‌ای که در انتشار این مجله رخ داد، از همین جنس بود، وقفه‌ای ناخواسته که بیش از هر کس، خود ما را آزرد. نوشتن درباره آنچه در این ماه‌ها بر ما و جامعه‌مان گذشت، فرصتی دیگر و مجالی گسترده‌تر می‌طلبد. هنوز بسیاری بر این باورند که روایت این روزها به پایان نرسیده است، هنوز نمی‌توان با اطمینان از پایان یک فصل سخن گفت. شاید آنچه پشت سر گذاشته‌ایم، تنها بخشی از مسیری باشد که همچنان ادامه دارد. قضاوت درباره این روزگار را باید به آینده سپرد، آینده‌ای که بی‌تردید روشن‌تر از امروز، فاصله خود را با هیاهو حفظ خواهد کرد و تصویری دقیق‌تر از آنچه رخ داده است به دست خواهد داد.


برای ما که سال‌هاست با واژه‌ها زندگی می‌کنیم، سکوت آسان نبود. دوست داشتیم در کنار شما باشیم، از آنچه دیدیم، شنیدیم و تجربه کردیم بنویسیم، رنج‌ها، سوگ‌ها، امیدها، نگرانی‌ها و آرزوهای این روزها را ثبت کنیم تا چیزی از این برهه برای حافظه جمعی این سرزمین باقی بماند. اما گاه شرایط، مجال روایت را نیز از انسان می‌گیرد. باور کنید خواستیم و نتوانستیم. این ناتوانی نه از کمبود انگیزه، که نتیجه مجموع شرایطی بود که بیرون از اختیار و اراده ما شکل گرفت. اکنون، پس از این وقفه ناخواسته، دوباره، این بار با شماره شصتم مجله لاهیجان در کنار شما هستیم، با همان دغدغه‌های همیشگی و همان باورهایی که هنوز رنگ نباخته‌اند. محتوای این شماره نیز همچون شماره‌های گذشته، روایتی است از شهر و استان‌مان. از گذشته‌ای که ریشه‌های هویت ما را ساخته، از اکنونی که با همه دشواری‌هایش در آن زندگی می‌کنیم و از آینده‌ای که هنوز امید داریم بتوان آن را بهتر از امروز ساخت. در میان صفحات این مجله، تلاش کرده‌ایم ردپای تاریخ، فرهنگ، هنر، میراث و زندگی روزمره را کنار یکدیگر حفظ کنیم، که باور داریم هیچ جامعه‌ای بدون ثبت و روایت تجربه‌هایش، آینده‌ای روشن نخواهد داشت. ما هنوز بر این باور ایستاده‌ایم که ماندن، ارزشمندتر از رفتن است، ساختن، شریف‌تر از ویران کردن، و مسئولیت پذیرفتن، دشوارتر اما ثمربخش‌تر از کنار کشیدن. اگر روزنه‌ای هرچند کوچک برای اثرگذاری وجود داشته باشد، باید آن را مغتنم شمرد. هرچند سهم هر یک از ما اندک باشد، شاید آسان‌ترین کار، چشم بستن، سکوت کردن و هیچ نکردن است دشوار آن است که در میانه تلاطم، همچنان ایستاد، نوشت، اندیشید و امید را، هرچند کم‌سو، زنده نگه داشت. تاریخ را کسانی ساخته‌اند که در روزهای دشوار، به‌رغم همه موانع، چراغی هرچند کوچک را روشن نگه داشته‌اند. این شماره را با اندوهی مشترک و امیدی مشترک تقدیم می‌کنیم، به یاد آنان که دیگر در میان ما نیستند، به احترام آنان که همچنان ایستاده‌اند، و به امید روزهایی که سهم همه انسان‌ها، نه مرگ و اندوه، که زندگی، آرامش و آینده‌ای روشن باشد.

پی‌نوشت: عکس روی جلد شماره شصتم مجله لاهیجان از آرزو احدزاده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *