پنج شنبه, بهمن ۱۶, ۱۴۰۴
مطالب عمومی

طلیعه عزتی از هنر و آموزش می‌گوید

طلیعه عزتی از هنر و آموزش می‌گوید
«با هنر زنده‌ام و هر روز متولد می‌شوم»؛ گفت‌وگو با طلیعه عزتی موسس و مدیر آموزشگاه هنرهای تجسمی ایران

مجله لاهیجان: یکی از کارهایش، که تصویری از آرامگاه شیخ زاهد بود روی جلد شماره قبلی مجله ما نشست. طلیعه عزتی، موسس و مدیر آموزشگاه هنرهای تجسمی ایران است و حالا چند سالی می‌شود که در کنار کوشش‌های فردی هنری، درگیر آموزش هنر هم شده است. با او درباره هنر، آموزش هنر، و تلخ و شیرین اداره آموزشگاه هنری صحبت کردیم.

خودتان را چگونه معرفی می‌کنید؟

طلیعه عزتی: من طلیعه هستم؛ کسی که نفس کشیدنش با رنگ و خط و حجم گره خورده. طراحی، نقاشی و مجسمه‌سازی را تدریس می‌کنم و شاگردانم از پنج‌ساله‌های پر از تخیل تا شصت‌ساله‌های پر از تجربه را در بر می‌گیرند. هنر برای من فقط یک حرفه نیست؛ جانی‌ست که در روزمره‌ام جاری‌ست. هر روزم را میان بوی رنگ، لمس خاک رس و شوق نگاه شاگردانم می‌گذرانم. گاهی خودم غرق در خلق یک اثر می‌شوم و گاهی همراه با شاگردانم سفری تازه به دنیای خیال آغاز می‌کنم. برای من، تدریس یعنی شریک شدن در لحظه‌ای که یک کودک اولین خط پرجرأتش را می‌کشد یا یک بزرگسال پس از سال‌ها دوباره دل به دنیای رنگ‌ها می‌زند. شاید بتوانم بگویم هنر همان چیزی‌ست که مرا زنده نگه داشته و هر روز دوباره متولد می‌کند.

کمی از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌هایی که در تأسیس آموزشگاه ایران داشتید بگویید.

طلیعه عزتی: تأسیس آموزشگاه هنرهای تجسمی ایران برای من فقط یک پروژه‌ی کاری نبود؛ رویایی بود که سال‌ها در دلم داشتم. دغدغه‌ام این بود که بچه‌ها و حتی بزرگسالان فضایی داشته باشند که بدون ترس، آزادانه خلاقیتشان را تجربه کنند. در مسیر راه‌اندازی، با مشکلات زیادی روبه‌رو شدم؛ از مجوزها و مسائل مالی گرفته تا پیدا کردن مکانی که حال‌وهوای الهام‌بخش داشته باشد. اما همیشه به خودم یادآوری می‌کردم که ارزشش را دارد، چون قرار است دریچه‌ای تازه به دنیای هنر برای خیلی‌ها باز شود.

به نظر شما زیباترین و سخت‌ترین بخش کار، در آموزش هنر چیست؟

طلیعه عزتی: زیباترین بخش کار در آموزش هنر، لحظه‌ای‌ست که چشم یک هنرجو برق می‌زند؛ وقتی می‌بیند چیزی که در خیال داشته روی کاغذ یا در حجم شکل گرفته. سخت‌ترین بخش اما این است که باید مدام به هنرجوها یاد بدهیم هنر مسابقه نیست، و مقایسه کردن خودشان با دیگران تنها لذت مسیر را از بین می‌برد. من همیشه تلاش می‌کنم هر هنرجو مسیر خودش را پیدا کند و هیچ کاری شبیه دیگری نباشد. برای همین ممکن است یک موضوع را برای هر یک به شیوه‌های مختلف بیان کنم تا هرکسی با حس درونی، نگاه و دریافت شخصی خودش اثری خلق کند. به همین دلیل علاقه‌ چندانی به کپی‌کاری و سبک‌ فتورئالیسم ندارم، چون این کار خلاقیت، احساس و هویت هنری فرد را از بین می‌برد. برای من زیباترین بخش آموزش، شکوفا شدن آن نگاه منحصر‌به‌فرد در هر هنرجوست.

به عنوان کسی که تجربه چند سال آموزش هنر را داشته‌اید، وضعیت کلی را در این عرصه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طلیعه عزتی: در این سال‌ها که در مسیر آموزش هنر قدم گذاشته‌ام، همیشه شور و اشتیاق هنرجوها مرا مسحور کرده است. اما در کنار این شور، ضعف‌هایی در آموزش و نگاه عمومی جامعه به چشم می‌خورد. برخی افراد که بدون دانش و مهارت کافی وارد تدریس شده‌اند، با روش‌های نادرست خلاقیت هنرجویان را محدود کرده و گاه بیش از هر چیز به درآمد نگاه می‌کنند. از سوی دیگر، دیدگاه عامه نسبت به هنر اغلب محدود و سطحی است. بسیاری از هنرجویان تازه‌وارد تصور می‌کنند هنر یعنی کشیدن چهره یا سیاه‌قلمی (هرچند سیاه‌قلم تکنیکی ارزشمند است و با آنچه امروزه به اسم سیاه‌قلم می‌بینیم، متفاوت است) که بیشترین شباهت را به عکس داشته باشد، و همین را معیار حرفه‌ای بودن می‌دانند. والدین نیز گاه انتظار دارند کودکان خردسال تابلوهایی پیچیده و سخت خلق کنند، در حالی که هدف واقعی آموزش هنر به کودک چیز دیگری است. هنر کودک، زبانی است برای بیان احساسات، جستجوی تخیل و تجربه‌ی آزادانه. فرصتی است برای کشف دنیای درونی، تجربه‌ی رنگ‌ها، بازی با خطوط و بازتابِ رؤیاها. کودک باید بتواند با دل و ذهن آزاد خلق کند، نه صرفاً تصویری از واقعیت بازتولید نماید. به همین دلیل، دوره‌های ویژه‌ای برای کودکان طراحی کرده‌ام، با طرح‌درس‌هایی دقیق و فکرشده که تمام این اهداف را دربرگیرد؛ چرا که آموزش کودکان برای من امری جدی و حیاتی است. نمی‌خواهم کلاس‌ها صرفاً فضایی برای گذران وقت یا بیان سطحی باشد، بلکه محیطی باشد برای رشد، تجربه و شکوفایی خلاقیت ناب و اصیل. با وجود ریشه‌دار بودن روش‌های نادرست و تثبیت شدن نگاه غلط در ذهن بسیاری از خانواده‌ها، خوشبختانه توانسته‌ام از آغاز فعالیت‌هایم تا امروز، گام‌هایی مؤثر برای تغییر این نگاه بردارم و به سهم خود، دریچه‌ای نو به سوی خلاقیت و تجربه‌ی حقیقی باز کنم.

به نظر شما، هنرمند باید از مسائل اجتماعی فاصله بگیرد یا اینکه همیشه درگیر این مسائل باشد؟ می‌دانیم که هر دو گرایش (درگیر شدن با مسائل اجتماعی و فاصله گرفتن) هوادارانی دارد. شما خودتان را در کدام دسته تعریف می‌کنید؟

طلیعه عزتی: به نظرم هنر همیشه آینه‌ جامعه است، حتی وقتی ظاهراً مستقیم به مسائل اجتماعی نپردازد. بعضی هنرمندها ترجیح می‌دهند فاصله بگیرند و بیشتر به زیبایی‌شناسی یا بیان فردی بپردازند، که این هم ارزش خودش را دارد. اما من شخصاً نمی‌توانم نسبت به جامعه‌ اطرافم بی‌تفاوت باشم. اتفاقات، مشکلات و دغدغه‌های مردم به طور ناخودآگاه وارد کارهایم می‌شوند و حتی وقتی بخواهم صرفاً فضای خیال‌انگیز یا حسی خلق کنم، باز هم ریشه‌هایی از واقعیت اجتماعی در کارم حضور دارد. برای من هنر یعنی بیان؛ اینکه بتوانم با کارم حرف بزنم، با مخاطب ارتباط برقرار کنم و احساسم را منتقل کنم. این برایم خیلی مهم‌تر از این است که صرفاً یک کار دکوراتیو و یا زیبا بسازم یا یک تصویر را کپی کنم. دوست دارم هر اثری که خلق می‌کنم زبانی برای گفت‌وگو باشد؛ گفت‌وگویی که هم زیبایی داشته باشد و هم معنا، هم فردی باشد و هم اجتماعی.

در بلندمدت، چه اهدافی را دنبال می‌کنید؟

طلیعه عزتی: در بلندمدت هدفم این است که آموزشگاه ایران را به فضایی پویا و خلاق تبدیل کنم که نه‌تنها محلی برای یادگیری تکنیک‌های هنری به شیوه‌های درست باشد، بلکه بستری برای پرورش تفکر، تخیل و هویت شخصی هنرجویان فراهم کند. دوست دارم کارگاه‌ها و پروژه‌هایی شکل بگیرد که هنرجویان آثارشان را به نمایش بگذارند و هنرشان را با جامعه در میان بگذارند.

اگر حرف ناگفته‌ای باقی مانده است، لطفاً بفرمایید.

طلیعه عزتی: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های هنر در ایران، کمبود حمایت‌های مستمر و زیرساخت‌های حرفه‌ای برای هنرمندان و آموزشگاه‌هاست. مخصوصاً در شهرهای کوچک مثل لاهیجان، امکانات محدود است و دسترسی به فضاهای نمایشگاهی، ورکشاپ‌ها و منابع هنری خیلی دشوارتر از شهرهای بزرگ است. دلم می‌خواهد آثار هنرجویان و کارهای خودم به فروش برسد و در حوزه مالی نیز حمایت شود، اما واقعیت این است که این بستر هنوز فراهم نیست و مسیر برای هنرمندان بسیار سخت است. با این حال، همین محدودیت‌ها انگیزه‌ام را برای خلاقیت و راه‌اندازی آموزشگاهی که فضایی الهام‌بخش برای همه فراهم کند، بیشتر کرده است. باور دارم حتی در شهرهای کوچک هم می‌توان عشق به هنر را پرورش داد و نسلی خلاق و جسور تربیت کرد، به شرط آنکه پشتکار، خلاقیت و حمایت از یکدیگر وجود داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *