تلفن در گیلان
تلفن در گیلان
تاریخچهای کوتاه از تأسیس نخستین خطوط تلفن در گیلان
مجله لاهیجان: اختراع آن انقلابی در ارتباطات ایجاد کرد. گفتوگو از راه دور، بین آدمهایی که یکدیگر را نمیدیدند – یا حتی هرگز ندیده بودند – ممکن شد. استفاده از آن نیز بسیار آسان بود. مهارت چندانی هم نیاز نداشت. آن اوایل که کار شمارهگیری را به کارمند مرکز تلفن میسپردند و بعدتر هم، شناخت اعداد برای شمارهگیری و اتصال ارتباط کفایت میکرد. متفاوت با تلگراف که زبان تخصصی خودش (مورس) را داشت و استفاده از آن کار هرکسی نبود، تلفن ابزاری عمومی و مناسب برای همه بود. پس طبیع بود که در مدتی کوتاه فراگیر شود و همه دنبالش باشند. البته درباره واژه «فراگیر» نباید اغراق کرد. منظور این نیست که همان سالهای نخست رونمایی از تلفن، همه به آن دسترسی داشتند. نه، چنین نبود. چند دهه طول کشید تا این ابزار ارتباطی در اختیار طبقات پایینتر جامعه هم قرار بگیرد و مواهب و منافع آن به همه برسد. قدیمیهای ما دفاتر مخابرات و باجههای تلفن عمومی و حتی تلفنخانهها را به یاد میآورند. خودمان هم آن دوره را به چشم دیدیم که در برخی محلهها فقط چند خانه – نه همه خانهها – به خط تلفن دسترسی داشتند. نوجوانانی که از همان ابتدا گوشیهای هوشمند را تجربه کردهاند، درک دستِ اولی از این حرفها ندارند و حس و حال صحبت کردن درون باجه تلفن، زمانی که چند نفر بیرون منتظر هستند تا صحبت تمام شود و نوبتشان شود، ندارند. حتی باورشان نمیشود که عمر ما از عمر چیزهایی مثل گوگل بیشتر است.
تلفن در گیلان ـ یک: ناصر عظیمی در صفحاتی از کتاب «تاریخ گیلان» به تاریخ ورود تلفن به استان ما و توسعه این ابزار ارتباطی، و گوشهای از متن و حاشیه این اتفاق میپردازد و مینویسد: تنها یازده سال بعد از اختراع تلفن، یعنی در سال ۱۲۶۵ خورشیدی، یک بلژیکی که امتیاز راهآهن تهران به شهرری را در اختیار داشت، با کشیدن سیم تلفن، ارتباط تلفنی بین تهران و شهرری را برقرار کرد و درواقع تلفن را به ایران آورد. بهتدریج شبکه تلفن بیشتر در داخل شهر تهران و حومه آن تأسیس و توسعه پیدا کرد. اما در دوره پهلوی اول از همان آغاز و با کمک آلمانیها در سال ۱۳۰۵، تلفن خودکار در تهران راه افتاد و از سال ۱۳۰۸، تلفن هم تحت مدیریت وزارت پست و تلگراف قرار گرفت و نام این وزارتخانه هم به وزارت پست و تلگراف و تلفن تغییر پیدا کرد. پیدا بود که همسو با دیگر وسایل ارتباطی، تلفن هم به سرعت گسترش خواهد یافت. پیش از سال ۱۳۰۰ شبکه تلفن در گیلان توسط لیانازوف در شیلات سواحل دریای خزر و بهویژه در خط ساحلی گیلان از آستارا تا لنگرود تأسیس شده بود. ضمن آنکه میدانیم تأسیس شبکه تلفن در گیلان در سال ۱۳۰۷ در حال اجرا بود، اما بهطور دقیق نمیدانیم که توسعه جدید تلفن که شبکهای پیوسته از تمام شهرها و قصبات بزرگ و ارتباط آن با پایتخت برقرار کرد، از چه زمانی و چگونه در گیلان اجرایی شد و توسعه یافت. با این حال میدانیم که در سال ۱۳۱۱ شبکه نسبتاً وسیعی از تلفن، شهرها و قصبههای گیلان را بهم و به پایتخت وصل میکرد. در این زمان توسعه تلفن در ایران به شرکتی به نام «شرکت کل تلفن ایران» واگذار شده بود. اما در گیلان از طریق این شرکت تأسیس و توسعه نیافت بلکه شرکتهای روسی از جمله «شرکت ایران و روس» که امتیاز برداشت از جنگلهای سمال را در اختیار داشت و شرکت مختلط شیلات ایران و شوروی نقش اصلی را در تأسیس خطوط اولیه تلفن در گیلان ایفا کردند.
تلفن در گیلان ـ دو: به همین دلیل فردی به نام کوچصفهانی (که به احتمال زیاد ساکن شهر رشت بود) و امتیاز تأسیس شبکه تلفن در گیلان را در اختیار داشت، در نامهای به مجلس شورای ملی ایران در تاریخ نوزدهم فروردین ۱۳۰۷ اعتراض کرده است که چرا باوجود داشتن امتیاز تأسیس تلفن در گیلان، شرکت شیلات مشترک ایران و شوروی به تأسیس شبکه تلفن در گیلان مشغول شده است. متن نامهاش که در کتاب «اسناد و عریضههای مردم گیلان» از عباس پناهی ثبت شده، چنین است: «مقام مقدس ریاست معظم دارالشورای کبری ملی ایران شیداله ارکانه؛ با کمال توقیر و احترام خاطر مبارک آن مقام مقدس را مستحضر میدارد اداره شیلات بحر خزر مدتی است مشغول کشیدن سیم تلفن شده است. از پهلوی شروع کرده از یک سمت به شفارود و کرگانرود و لیمبر، سیم کشیده و خیال دارد تقریباً به آستانه وصل نماید. از طرفی هم به حسنکیاده و چمخاله کشیهد و مشغول هستند که بالاتر هم بکشند. از اداره شیلات هم برای گمرک و قونسولگری روسیه خیال کشیدن هم دارند. این اقدامات مخالف امتیاز «شرکت کل تلفن» است. چون امتیاز تلفن گیلان منحصراً به بنده متعلق است باعث نکث عایدات اداره تلفن و خسارات زیادی است. لهذا مستعدی است امر و مقرر فرمایید از این اقدامات خلاف قانون اداره مذکور جلوگیری شود که یک نفر صاحب امتیاز ایرانی در ابقای این اداره عامالمنفعه با خسارات متعدد زیادی که قبلاً کشیده بتواند دوام نماید. نظر به اینکه چندی است به دایره مربوطه تظلم نموده و توجهی به عرایض حقه اینجانب نشده، ناچار است که شخصاً به قطع سیم اداره شیلات مبادرت نموده خود را مسئول نخواهد دانست. رجای واثق دارد که به عرایض فوق امر به رسیدگی بشود که سوء القایی روی ندهد. در خاتمه احترامات عالیه را تقدیم میدارد. رشت، حاجیآقا کوچصفهانی.»
تلفن در گیلان ـ سه: گویا پاسخش را ندادند، یا پاسخی که دادند راضیشان نمیکرد. پس دوباره پیگیر شد. عظیمی مینویسد آقای کوچصفهانی که در گیلان اقامت داشت، ده روز بعد دوباره نامهای به مجلس شورای ملی نوشت و باز تکرار کرد که امتیاز کشیدن خط تلفن در گیلان انحصاراً به او تعلق دارد و مدعی شد که تاکنون دویستوپنجاه هزار تومان برای تأسیس شبکه تلفن در گیلان هزینه کرده است. به نقل از همان کتاب «اسناد و عریضههای مردم گیلان» او در نامه دوم نوشت: «مقام منیع ریاست مجلس دارالشورای ملی شیداله ارکانه؛ به موجب اسنادی که در دست است امتیاز تلفن ولایات رشت واگذار و متعلق به بنده شده است و تا این روز دویستوپنجاه هزار تومان خرج این توسعه نمودهام. از طرف رئیس اداره شیلات روسها هم سیم کشیدند برای تلفن خودشان، در صورتی که امتیاز انحصار به این بنده دارد. مستدعی هستم امر اکید فرمایید جلوگیری از این ظلم فاحش بفرمایند و الا اندک غفلت و مسامحه با همسایگی با روسها اوضاع زمان تزاری اعاده خواهد شد.» تا جایی که میدانیم شرکت شیلات و شرکت ایران و روس به کارشان ادامه داده و شبکه اولیه تلفن در گیلان را تأسیس کردهاند. پیداست که شبکه تلفن در گیلان از اواخر سال ۱۳۰۶ و اوایل سال ۱۳۰۷ در حال تأسیس بود. نقشهای از سال ۱۳۱۱ در بایگانی روزنامه کیهان وجود دارد که نشان میدهد شبکه خطوط و مراکز تلفن در گیلان تا آن سال به چه میزان پیشرفت داشته و چه محدوده و مراکز شهری و قصبات روستایی بزرگی را تحت پوشش خود گرفته بود. چنان که پیداست این شبکه تمام شهرها و برخی از قصبهها، یعنی روستاهای بزرگ مرکزی را هم به مرکز ولایت و سپس تهران وصل کرده است. رودسر برخلاف خطوط تلگراف که از شهسوار به آن وصل میشد، از طریق خطوط شبکه تلفن گیلان به شبکه سراسری وصل شده است و آستارا برخلاف خطوط تلگراف که از طریق خطوط رشت به شفارود به شبکه سراسری وصل شده بود، در شبکه تلفن از طریق اردبیل به شبکه سراسری وصل میشد. از این زمان بود که کمکم وسیله ارتباطی تلگراف اهمیت خود را به عنوان یک وسیله ارتباطی سریع و ارزان از دست داد و تلفن جای آن را گرفت. زیرا تلفن صدا را به صورت زنده انتقال میداد و امکان گفتوگوی دو طرفه را فراهم میکرد. با این حال تلفن هنوز یک کالای لوکس بود و تنها برای ادارات دولتی و طبقات بالای جامعه، آنهم در مراکز شهری قصبههای مهم، قابل دسترس بود. اما برای مردم عادی کوچه و بازار هم در شرایط ضروری این امکان وجود داشت که از این فناوری با زیرساختی که در مراکز شهری و قصبهها فراهم شده بود، از طریق مراکز تلفن عمومی و همگانی بهرهگیری نمایند.
تلفن در گیلان ـ چهار: آقاخان کوچصفهانی که بود؟ «عمدهالتجار و الاعیان حاجی آقا کریماف»، فرزند حاج محمد کریم، تاجرزادهای بود که تجارتخانه پدرش را رونق داد و با باکو تردد داشت. وی نخستین فردی بود که امتیاز تلفن گیلان را خریداری و مرکز تلفن را در ملک خود واقع در «سرای محتشم» به راه انداخت. به گفته مهندس روبرت واهانیان، حاج آقا کوچصفهانی، معروف به «کریماف»، داماد میرزا خلیل رفیع، اولین شهردار رشت بود. میرزا خلیل رفیع، پسر حاج ملا رفیع بود. وی با بانویی از خانواده معینالاطبا ازدواج میکند که به او «خانم بزرگ» میگفتند. خانم بزرگ سه فرزند به نامهای محمد، بتول و درخشنده داشت که درخشنده و محمد در اپیدمی وبای رشت از دنیا میروند. بتول ابتدا با یکی از عموزادههای خود یعنی پسر محمدابراهیم ازدواج میکند و ازدواج دوم وی با حاج کریماف کوچصفهانی است. کریماف سه فرزند به نامهای «نساءالملوک، کریم و رحیم» داشت. «رحیم کوچصفهانی» طی مقالهای در گیلانما جلد نهم و مصاحبهای درجشده در مجله داخلی مخابرات، ضمن معرفی پدرش، درباره چگونگی آوردن تلفن به گیلان تا ولایات قزوین توسط کریماف توضیح میدهد. «جد مادریام میرزا خلیل رفیع بود و جد پدری که اهل کوچصفهان بود، به تجارت پارچه اشتغال داشت و پدرم را به دلیل تولدش در روز عید قربان «حاج آقا» نام نهادند. معیرالممالک امتیاز تلفن ایران را از ناصرالدینشاه برای مدت شش سال گرفت. در ابتدا شرکتی به نام شرکت سهامی کل تلفن ایران را در تهران تشکیل داد. پس از آن توجه به ولایت گیلان کرد. رضا تهرانچی یکی از متمکنین تهران را که سالها بعد نماینده مجلس شد، به رشت فرستاد تا بتواند با فروش سهام، شرکت تلفن گیلان را تاسیس کند.
تلفن در گیلان ـ پنج: راوی میافزاید: اما مرحوم پدرم با خرید سهام مخالفت کرد و سهام به فروش نرفت. در سال ۱۲۹۴ هـ.ق در رشت هشت دستگاه تلفن به کار انداخته شد که گویا بدواً یکی از حجرههای سرای محتشم را مرکز این کار قرار داده بودند، ولی تلفن در تهران ۱۷ سال زودتر دایر شده بود. کمکم که مردم با فواید تلفن آشنا شدند، ناگزیر شبکه تلفن گسترش یافت. از این زمان بود که نام حاج آقا (معروف به کریماف) که شناسنامه کوچصفهانی گرفته بود، با تلفن همراه شد. مشارالیه ساختمان محکمی تحت نظر معماران آلمانی ساخت و مرکز تلفن و امور اداری آن در یکجا قرار گرفت و دفتر شخصی کوچصفهانی نیز در همان ساختمان مستقر شد و در زیر ساختمان نیز چند باب مغازه احداث کرد. کوچصفهانی مردی دانا، کارآمد و علاقمند به کارهای جدید و تازه بود و در رشت مردی شاخص و محتشم و مورد وثوق بود. این مرد با ذوق و همت با دریافت ماهی ۶ تومان (شصت ریال) بابت اشتراک، به مردم ولایت خود تلفن داده بود. و این نرخ و راه و رسم تا حکومت دکتر مصدق ادامه داشت. در آن زمان با رعایت موازین قانونی و پرداخت خسارت، تلفن خانه رشت از حالت شخصی و خصوصی به مالکیت ملی درآمد. میگویند کوچصفهانی برای آوردن دستگاه تلفن به آلمان سفر کرده بود و زمان این مسافرت خیلی پیشتر از جنگ جهانی اول است که ویلهلم پادشاه آن سرزمین بود. به هر جهت پدرم دستگاهی از روسیه خریداری کرد و کار خود را با دو نفر به نامهای گریشا و سیمون به عنوان سیمکش تلفن و راننده شروع کرد. در آغاز سه رشته سیم در شهر رشت کشید که این سیمها به منزل سردار معتمد، سپهدار رشتی (آخرین رئیسالوزرای قاجار) در محل استقرار نماینده دولت مرکزی در رشت متصل شده بود. اولین محل نصب هم سرای محتشم و زیر تجارتخانه پدرم بود. مردم برای تماشای دستگاهی که صدا را منتقل میکند و طرفین صدای یکدیگر را بشنوند، از هم سبقت میگرفتند. بعد از فوت پدرم، من (رحیم) و برادرم مسئولیت اداره تلفنخانه گیلان را عهدهدار شدیم. در سال ۱۳۲۱ بازرسی تلفن گیلان به من سپرده شد. وقتی تلفن ملی شد، من و برادرم طبق قانون کارمند دولت شدیم.»