شهر لاهیجان در گذر تاریخ و تأملی بر این گذر

شهر لاهیجان در گذر تاریخ و تأملی بر این گذر ـ مجله لاهیجان


لازمه شناخت بهتر شهری که در آن زندگی می‌کنیم آشنایی با تاریخ و گذشته آن است. اما مطالعه درباره گذشته، بدون داشتن چارچوب‌های درست و علمی، نه بی‌فایده که خطاست. نخستین گام برای شناخت تاریخ، دستیابی به درکی از شالوده‌های سازنده گذشته است. به عبارت ساده‌تر، اول آشنایی با مبانی تاریخ شهر ما، بعد قدم برداشتن در مسیر شناخت پیشینه آن.


یک: درباره زمان و چگونگی شهر لاهیجان و اولین نسل مردمی که در آن زندگی می‌کردند افسانه‌ها و خرافه‌هایی وجود دارد که در اینجا نیازی به مرور همه آن‌ها نیست. هرچند اغلب این افسانه‌ها نشان‌دهنده بی‌خبری از اصل و منشأ شهر ماست و به اصطلاح در دل تاریکی‌های تاریخ ساخته شده‌اند اما حداقل این حقیقت را به ما نشان می‌دهند که لاهیجان سابقه‌ای طولانی و عمری دراز دارد. مثلاً گفته‌اند که شهر را مردی به نام لاهیج از نوادگان نوح نبی، که در زمره مومنان بود و از طوفان جان سالم به در برد ساخته است. ما این افسانه‌ها را باور و به آن‌ها تکیه نمی‌کنیم، اما می‌توانیم از آن‌ها نتیجه بگیریم که لاهیجان شهری بسیار قدیمی است و زمان تولد آن به دورانی از حیات بشر برمی‌گردد که مردم روایت‌های مرتبط با زندگی و محیط خودشان را مکتوب نمی‌کردند و آنچه را که ارزشمند و مهم می‌شمردند شفاهی و سینه به سینه به خاطر می‌سپردند.

دو: برخی پژوهشگران معتقدند که زمان و چگونگی شکل‌گیری شهر لاهیجان هرچه هم که باشد، عامل اصلی و محوری توسعه آن «ابریشم» بوده است. توسعه‌ای که نه در عصر باستان، که در دوره اسلامی روی داد. مثلاً افشین پرتو در کتاب تاریخ گیلان خود می‌نویسد: «از آنچه در گمان می‌آید لاهیجان زاده‌ی پربها گشتن ابریشم است. توتستان‌های رسته بر خاک نمور میان کوهپایه‌های خاوری دیلم و دریای کاسپی که امروزه جای خود را به کشتگاه‌های چای داده‌اند، از سده‌هایی پیش‌تر بر زمین‌هایی که امروزه شهر لاهیجان بر آن نشسته است نمودی دلپذیر داشته و باشندگان پیرامون خود را بهره می‌دادند. با چیرگی سلجوقیان بر پهنه‌ای گسترده میان چین و دریای مدیترانه و گشایش راه بازرگانی میان خاور و باختر و گذر آن راه از سینه‌ی بامواره و پر بها گشتن ابریشم پین در اروپا، گیلان و ابریشمش نیز نامی بزرگ یافته و ابریشم گیلان کالایی پردرآمد شد. درآمد فراوان ابریشم اندک اندک کارگاه‌های ابریشم‌کشی، کانون‌های بافت پارچه‌های ابریشمی، کانون‌های بازرگانی ابریشم و زیستگاه‌های ابریشم‌کشان، حریربافان و بازرگانان را پیرامون توتستان‌ها گرد آورد و این گردهم‌آمده‌ها در درازای زمان شهرهایی را برپا داشتند که در میان آن‌ها لاهیجان به سبب خرمی آب و هوا، زیبایی چشم‌اندازها و نزدیکی به کانون‌های پیشین توانمندی دیلم نامی پرآوازه‌تر و گستره‌ای بزرگ‌تر یافت».

سه: به فرض پذیرش نوشته‌های پرتو ـ که هم محققی معتبر و سرشناس بود و هم حرفش با استدلال‌های محکم و پذیرفتی همراه است ـ توسعه لاهیجان و بعد حیات اقتصادی و اجتماعی آن به تولید و تجارت ابریشم وابسته بود. اما این نکته هم وجود دارد که شهرهایی مثل لاهیجان که خودشان به سرچشمه تولید ثروت تبدیل می‌شوند، همیشه برای حاکمان جذابیت زیادی دارند. از این‌رو تسلط بر آن را یکی از اهداف خود می‌بینند و همین تسلط‌خواهی زمینه‌ساز جنگ و ستیز می‌شود. تاریخ لاهیجان، یا در واقع تاریخ نواحی شرقی گیلان که عموماً به «بیه‌پیش» شناخته می‌شود روایت کشمکش میان خاندان‌های کوچک و بزرگی است که برای سیطره بر شهر و تصاحب ثروت آن کوشش و تقلا می‌کردند. گاهی این جنگ‌ها به قدرت‌های کوچک و بزرگ همین منطقه محدود می‌شد، و گاهی هم ماجرا به تهاجم دولت حاکم بر ایران برای سیطره بر این نواحی برمی‌گشت.

چهار: دین و تعلقات مذهبی ساکنان شهر لاهیجان در دوره‌های مختلف تاریخی، جز در برخی مقاطع خاص به درستی مشخص نیست و نمی‌توان درباره آن با قطعیت و اطمینان سخن گفت (هرچند برخی‌ها چنین می‌کنند). می‌دانیم که در سال‌های قیام علویان، یعنی اوایل تا نیمه‌های قرن سوم هجری به اسلامی شیعی گرایش پیدا کردند و حتی به دفاع از سادات علوی برخاستند. گویا تا چند نسل بعد هم همین تمایلات شیعی را داشتند، اما در تغییر و تحولات بعدی و جابه‌جایی خاندان‌های حاکم این تمایلات کمی کمرنگ شد. از عصر مغول به بعد گرایش به فرقه‌های صوفیانه هم افزایش یافت و عده زیادی جذب این فرقه‌ها شدند. آموزه‌های شماری از این فرقه‌ها به تشیع نزدیک بود و مشابهت‌های زیادی با آن داشت، اما فرقه‌های دیگری هم بودند که باورهای عجیب و گاهی شرک‌آلودی را تبلیغ می‌کردند. البته همه این بحث‌ها و ابهامات به پیش از دوره صفوی برمی‌گردد و این مسأله برای دوران پس از آن به خوبی روشن است. میشل مزاوی که مطالعات گسترده‌ای درباره تشیع در ایران دارد در کتاب «پیدایش دولت صفوی» می‌نویسد که در دوره تاریخی منتهی به تشکیل دولت صفوی، تشیع در شرق گیلان عمیقاً ریشه دوانده بود و دولتی قوی با اعتقادات شیعی در ناحیه قدرت را در دست داشت (منظورش پادشاهی سادات کیایی است).


عنوان مطلب در نسخه چاپی:

از طوفان نوح تا تجارت ابریشم؛ چهار نکته کلیدی برای شناخت تاریخ لاهیجان

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.