مجله لاهیجان ده ساله شد
تا وقتی کلمه هنوز میتپد، ما هم خواهیم نوشت. این ده سال، فقط روایت انتشار مجله لاهیجان نیست گواه ایمانیست به فرهنگ و هنر بهمثابه نفس.
بیشتر بخوانیدتا وقتی کلمه هنوز میتپد، ما هم خواهیم نوشت. این ده سال، فقط روایت انتشار مجله لاهیجان نیست گواه ایمانیست به فرهنگ و هنر بهمثابه نفس.
بیشتر بخوانیداین باغ که روزگاری با نام «باغ فلاحت» شناخته میشد، امروز بیشتر با عنوان باغ کشاورزی لاهیجان شهرت دارد، نامی تازه برای میراثی کهن. بنیان این مجموعه با تلاش محمدمیرزا قاجار، ملقب به کاشفالسلطنه، نهاده شد، همان مردی که بذر چای را از هندوستان به ایران آورد. در سال ۱۳۰۶ هجری شمسی، باغ فلاحت به نخستین ایستگاه تحقیقات کشاورزی کشور بدل شد، مکانی که نهالهای چای در آن پرورش یافتند و دانش نوین کشاورزی در سایهاش قد کشید و اندکی بعد، نخستین دفتر سازمان چای نیز در همین محوطه برپا شد.
بیشتر بخوانیدیکی از کارهایش، که تصویری از آرامگاه شیخ زاهد بود روی جلد شماره قبلی مجله ما نشست. طلیعه عزتی، موسس و مدیر آموزشگاه هنرهای تجسمی ایران است و حالا چند سالی میشود که در کنار کوششهای فردی هنری، درگیر آموزش هنر هم شده است. با او درباره هنر، آموزش هنر، و تلخ و شیرین اداره آموزشگاه هنری صحبت کردیم.
بیشتر بخوانیدتبار ژرمنی داشت. نامش آدام اولئاریوس بود. نیمههای قرن هفدهم میلادی، در سالهای فرمانروایی شاه صفی به ایران آمد. یک سال و چند ماه در کشور ما ماند. گیلان را هم به چشم دید. چیزهایی هم دربارهاش نوشت. نوشتههایش خواندنیاند و تصویری جالب از گیلان، در نیمه دوم عصر صفوی ارائه میکنند. البته در صحت و سقم جزئیات گزارش او، تردید انداختهاند. اما بعید است آدام اولئاریوس چیزی از خودش درآورده باشد. بیشتر آنچه را که او ثبت کرده است، در روایتهای تاریخی – ولو با اندکی تفاوت – وجود دارد.
بیشتر بخوانیدورودی شهر لاهیجان، بنایی صدوچند ساله که همچنان ایستاده است. این ساختمان زمانی ابریشم این شهر را در خود جای میداد و تاریخی را پشت سر گذاشت. بعضی از سازهها بهخاطر بعضی از وقایع به انزوا کشیده میشوند؛ مکانهایی که در آن زندگی وجود داشت، اما یکباره به انجماد مرگ وصل شدند و اکنون تنها خاطرات گذشته را در دل خود حفظ میکنند. علت چیست؟ ما از آن بیخبریم.
بیشتر بخوانیدتاریخ چای در کشور ما با نام شاهزادهای از دودمان قاجار به نام محمدمیرزا – که بعدتر کاشف السلطنه لقب گرفت و معمولاً از او به «پدر چای ایران» یاد میشود – پیوند خورده است. داستان زندگیاش فصلهای ناگفته زیادی دارد و درباره کوششها و مسافرتهایش، کمتر از آنچه که شایسته بوده است نوشتهاند.
بیشتر بخوانیدشروع داستان گیلان و روسیه، دستکم به اواخر دوره صفوی برمیگردد. داستان بلند و پرفراز و نشیبی هم هست. حتی بعد که حکومت تزاری سقوط کرد و کنار رفت و نوبت به شوروی رسید، بازهم این داستان ادامه پیدا کرد. فصلی از این داستان طولانی، به اوایل دوره سلطنت رضاشاه، یعنی سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۶ خورشیدی برمیگردد. زمانی که بازرگانان گیلانی به شرایط غیرمنصفانه تجارت با روسها معترض شدند و تصمیم به تحریم شوروی گرفتند.
بیشتر بخوانیدتنهایی همواره یکی از جداییناپذیرترین واقعیتهای زندگی بشر بوده است. تجربه هر انسان از تنهایی همچون خلقتش، منحصر به فرد است و برای هر کس معنا و شکلی متفاوت دارد. این تفاوت در ادبیات نیز بازتاب یافته و در روایتهای گوناگون به تصویر کشیده شده است.
بیشتر بخوانیدلباس به عنوان یک شان انسانی معرف هویت و فرهنگ یک جامعه است. نقشآفرینی و هنرنمایی و تزیین پارچه و لباس با استفاده از هنرهای سنتی سابقهای کهن در ایران دارد و برای مردم ما که از صدها سال پیش تا به امروز، هر روز چشمشان به دیدن کاشیها و فرشها عادت کرده و این زیبایی منحصر به فرد به یکی از عناصر عادی تبدیل شده است. اما این اِلمانها و هنر غنی، سزاوار این است که جور دیگری ببینیمش.
بیشتر بخوانیدکتابش اواخر سال گذشته از سوی نشر سیب سرخ منتشر شد و عنوان «خونهای منجمد معاصر» روی جلد آن به چشم میخورد. بسیاری از اهل فن آن را پسندیدند و نگاه و زبان شاعر را تحسین کردند. گفتند در زمانهای که ابتذال – نه فقط در شعر، که تقریباً در همهچیز – چنین خودنمایی میکند، این کتاب را میشود کاری جدی و قابل دفاع دید. از اینرو، بنا به انجام وظیفه حرفهای، تصمیم گرفتیم پای حرفهای شاعر بنشینیم و گفتیها را از زبان خودش بشنویم. پورقلی در این گفتوگو به اندکی از نظراتش میپردازد و کمی هم از دغدغههایش صحبت میکند.
بیشتر بخوانید