ماجرای تی‌شرت و آنچه که برخی‌ها درباره مردم ایران نمی‌دانند!

اشاره: روزنامه «هفت صبح» در یکی از شماره‌های اخیر خود (شماره ۲۱۱۷) در ستون روز به گزارش یک «خبرگزاری رسمی» درباره‌ی تجمعات اصفهان و نگاه مضحک و کاریکاتوری برخی‌ها به جامعه و مردم ایران پرداخته است. در گزارش آن خبرگزاری به برخی «دستگیرشدگان با لباس برند و مارک‌دار» اشاره و پس از آن استدلال شده بود که چنین کسانی «کمترین شباهتی به قشر کم‌درآمد و کارگران» ندارند و برای «به انحراف کشاندن مطالبات اقتصادی تجمعات» خود را بین مردم جا می‌کنند.

 

خلاصه‌ای از متن:

چندتا عکس انداخته‌اند از مردی با چهره شطرنجی شده که یک تی‌شرت آبی با آرم ریباک بر تن دارد و سه عکس دیگر که همه‌شان در همین حدود هستند. اینکه این افراد اخلا‌گر هستند یا نه اصلاً حرف این یادداشت نیست. مسئله اینجاست که صرف کلمه ریباک روی یک تی‌شرت به عنوان نشانه‌ای متقن برای ثروت صاحب تی‌شرت اشتباه رسانه‌ای شگفت‌انگیزی است… کسی که این خبر اینستاگرامی را این‌گونه با اعتماد به نفس … تنظیم کرده و از انتشار آرم ریباک روی یک تی‌شرت رنگ و رو رفته به این نتیجه رسیده که مردم متقاعد خواهند شد که صاحب این تی‌شرت حتما برخلاف ادعایش برندباز و ثروتمند است، مطمئناً مدت‌هاست در میدان‌های پرجمعیت شهر در ساعات شلوغی قدم نزده است. مطمئناً هیاهوی دستفروش‌ها را ندیده و متوجه نشده که این تی‌شرت های ارزان‌قیمت به وفور همه‌جا فروخته می‌شوند… اینقدر غفلت از بدیهایت جامعه واقعا جای شگفتی دارد. بسیاری از دوستان سیاست‌پیشه، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا در بخش مهمی از زندگی روزانه‌شان میان محافل و مجامعه تکراری در تردد هستند. در بخش‌های معینی از شهر. مفهوم مردم از نظر آن‌ها فقط حاضرین در نمازهای جمعه یا محافل عزاداری و یا مثلاً دانشجویان دانشگاه خلاصه می‌شود… آن‌ها… از موهبت میان مردم بودن … و لمس مفهوم واقعی مردم به دور هستند. فکر می‌کنند مردم همان قشر محدود و محترمی هستند که در محافل تکراری آن‌ها حضور دارند. دور از مردم بودن همین می‌شود که چنین خبر مهمی با چنین مدرک سست و بی‌فایده‌ای همراه شود. همین می‌شود که از زبان مهم‌ترین چهره‌های سیاسی و امنیتی کشور می‌شنویم که فکر می‌کنند ماجرای ۸۸ هنوز مهم‌ترین داستان کشور است، همین می‌شود که نبض جامعه را از دست می‌دهند و به خبرهای مهم، واکنش‌های رخوت‌آمیز نشان می‌دهند و از درک واقعیت مردم به دور می‌افتند.


پی‌نوشت: نویسنده این مطلب روزنامه «هفت صبح»، کمال بردبار و عنوان نوشته او چنین است: «بین مردم نیستید دیگر. این هم نشانه‌اش!»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *