سریع القلم و زندگی شهروندی

سریع القلم : یک‌بار مقابل یک خودپرداز ایستاده بودم و کار بانکی انجام می‌دادم. آقایی چانۀ خود را گذاشته بود روی شانه من و عملیات بانکی من را دنبال می‌کرد. چیزی نگفتم تا اینکه او به من گفت زودتر کارت را تمام کن، من کار دارم. این را که گفت، به او نگاهی کردم و گفتم، کارم که تمام شد، کارت و پسوردم را به شما می‌دهم. 

مدتی قبل یادداشتی با عنوان «سی ویژگی کسانی که کتاب نمی‌خوانند» در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی منتشر و دست به دست شد، که نویسنده‌ی آن، دکتر محمود سریع القلم، به برخی رفتارها و عادت‌های کسانی که کتاب نمی‌خوانند یا به ندرت می‌خوانند اشاره می‌کرد؛ مثلاً «حرف‌های تکراری می‌زنند» یا «گوش کردن به دیگران را نمی‌آموزند» یا «در همه زمینه‌ها، اظهار نظر می‌کنند». وی یادداشت‌هایی دیگری هم در موضوعاتی مشابه دارد (مانند: سی ویژگی یک شهروند مسئولیت‌شناس). مواردی که در این یادداشت‌ها مطرح می‌شد هر کدام در زمان انتشار، تا مدتی مورد توجه و بحث قرار می‌گرفت و سپس، چنان که عادت ماست به حاشیه می‌رفت و فراموش می‌شد. اما اخیراً، سریع القلم در مصاحبه با یکی از مجلات معتبر کشور (ماهنامه اندیشه پویا؛ شماره ۵۱) و در پاسخ به یکی از سوالات خبرنگار، به آن یادداشت‌ها بازگشت و به توضیح انگیزه‌ی خود از نوشتن آن مطالب پرداخت. سریع القلم گفت: «من به عنوان یک شهروند و دانشگاهی که در جامعه‌ام زندگی می‌کنم، بر اساس مشاهداتی که دارم تلاش می‌کنم در اصلاح جامعه هم سهمی ایفا کنم. می‌دانید که چه شد تصمیم گرفتم این مطالب را بنویسم و به نوعی وارد گفت‌وگو با شهروندان عادی بشوم؟ یک‌بار مقابل یک خودپرداز ایستاده بودم و کار بانکی انجام می‌دادم. آقایی چانۀ خود را گذاشته بود روی شانه من و عملیات بانکی من را دنبال می‌کرد. چیزی نگفتم تا اینکه او به من گفت زودتر کارت را تمام کن، من کار دارم. این را که گفت، به او نگاهی کردم و گفتم، کارم که تمام شد، کارت و پسوردم را به شما می‌دهم. ناراحت شد و به من گفت چرا اینگونه به من نگاه می‌کنی و چرا اینگونه جوابم را می‌دهی؟ گفتم قاعده جهانی این است که شما از من یک متر فاصله بگیرید و منتظر بمانید تا کار من تمام شود. ایشان گفت چه کسی این حرف را زده؟ و من متوجه شدم بسیاری از افراد بسیاری چیزهای معمولی را نمی‌دانند. این وظیفه دولت است که در این خصوص قوانینی را اجرا کند تا رفتارهای شهروندان اصلاح شود. من نمی‌دانم که چرا در بوروکراسی ما چنین قوانین و قواعدی تعیین و اجرا نمی‌شود. یکبار این را به یکی از مسئولان اجرایی گفتم و جواب شنیدم که ما آنقدر کارهای بزرگ‌تر داریم که به این مسائل خرد و کوچک نمی‌رسیم. من این مطالب را می‌نویسم، به این امید که بدانیم اگر از خانه خودمان خارج، و وارد جامعه شدیم، یکسری مسوولیت‌های مدنی هم داریم. دیگر نمی‌توانیم هر کاری بکنیم، و مثلا ماشینمان را هر کجا که اراده کردیم دوبله پارک کنم. خودرویی را اخیرا دیدم که سوبله ایستاده بود و صفی از ماشین‌ها پشت او ایجاد شده بود. وقتی نوبت من شد تا از آن دالان رد شوم، به راننده آن ماشین که قیمتش بیشتر از یک میلیارد تومان بود، گفتم خواهش می‌کنم ۱۰متر جلوتر تشریف ببرید و در جای مناسب پارک کنید، شیشه را داد پایین و به من گفت برو کثافت، من هر جا که دوست داشته باشم پارک می‌کنم. این مشاهدات مرا به این نتیجه رساند که این توصیه‌ها را با شهروندان درمیان بگذارم.»


پی‌نوشت: دکتر محمود سریع القلم اکنون مدرس علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه شهید بهشتی است، و آثاری درباره توسعه و سیاست در ایران دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *